|
58 - نگهدارى ياران از گزند دشمن
در دوره خفقان و ديكتاتورى بنى اميه امام باقر (عليه السلام ) و يارانش شديدا تحت
نظر بودند، صفوان بن يحيى ازجدش نقل مى كند كه به در خانه امام باقر (عليه السلام )
رفتم و اجازه ورود خواستم ، به من اجازه ندادند ولى به ديگرى اجازه دادند.
به منزل بازگشتم در حالى كه بسيار ناراحت بودم بر روى تختى كه درحياط بود دراز
كشيدم و غرق در فكر بودم كه چرا امام به من بى اعتنائى كرد، و با خود مى گفتم :
فرقه هاى مختلف مانند زيديه و حروريه و قدريه و... به حضور امام مى روند و تا
ساعتها نزد امام مى مانند ولى من كه شيعه هستم اينطور؟
در اين فكرها غوطه ور بودم كه ناگهان صداى در را شنيدم ، رفتم در را باز كردم ديدم
فرستاده امام باقر (عليه السلام ) است و مى گويد همين اكنون به حضور امام بيا.
لباسم را پوشيدم و به حضور مبارك امام شتافتم به من فرمود: اى محمد! حساب قدريه و
حروريه و زيديه و... نيست بلكه ما از تو كناره گرفتيم به خاطر اين و آن (يعنى
جاسوسان حكومت دوستان ما را نشناسد كه باعث آزار آنان گردد).
من اين گفتار را از امام باقر (عليه السلام ) پذيرفتم و خيالم راحت شد.
(83)
|